قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
862
تاريخ الفي ( فارسى )
ماتت رجالى و افنى الموت ساداتى * و زادنى حسرة من بعد نوحاتى يعنى : ممات يافتند مردان ما و فنا ساخت مرگ بزرگان ما را و زياده شد ندامت بعد از سوزش درون من . و در روضة الشهدا مسطور است كه بعد از آن يزيد اسباب اهل بيت مهيا ساخته و نعمان بن بشير را امر كرد كه با سى سوار مكمّل و مسلّح در ملازمت ايشان باشند و در محافظت ايشان مبالغهء بسيار كرده به جانب مدينه روان ساخته و امام زين العابدين ، عليه السّلام ، سر پدر بزرگوار را با سرها گرفته به كربلا آمده در روز بيستم ماه صفر سر آن سرور به بدن اطهر او انضمام يافت « 1 » و سرهاى شهيدان ديگر به ابدان ايشان پيوست . و در آن راه نعمان بن بشير در ملازمت اهل بيت هيچ دقيقهاى فرو نگذاشت و قاعدهء تعظيم و احترام ايشان كما ينبغى « 2 » مرعى مىداشت و نزول و ارتحال اهل بيت برحسب دلخواه ايشان بود . القصّه ؛ نعمان بن بشير نوعى ادب اهل بيت نبوّت نگاه داشت كه چون قريب به مدينه رسيدند ام كلثوم با زينب گفت : اى خواهر اداى حقوق نعمان بر ما واجب است و ما هيچ نداريم كه به وى دهيم . زينب گفت : راست گفتى كه ما را هيچ نيست كه حقّ خدمت توانيم ادا كرد ، غير از زيورها و پيرايهها . پس آن پيرايهها پيش نعمان فرستادند و عذرخواهى نمودند كه اين بعضى از جزاء خدمت تست در دنيا و باقى پاداش حسن خدمت در روز قيامت از جدّ ما محمّد رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله ، به تو خواهد رسيد ان شاء اللّه تعالى . اما نعمان مطلقا چيزى از آن قبول نكرد و همه را پيش ايشان فرستاده پيغام داد كه اگرچه همراهى با شما به امر يزيد بود امّا رعايت حرمت از اغراض دنيوى واقع نشد ، بلكه براى خشنودى جدّ بزرگوار شما كردم و به حمد اللّه كه خدمت من مقبول اهل بيت نبى ، صلّى اللّه عليه و آله ، افتاده و من شكر اين نعمت چگونه توانم گزاردن و سپاسدارى اين موهبت كه نامزد من شده چه نوع به جاى توانم آوردن ! القصّه ؛ اهل بيت كه به مدينه درآمدند از گرد راه به روضهء مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، رفته مراسم زيارت آن حضرت به جاى آورده به منازل خود قرار گرفتند . و در عيون الرضا مذكور است كه پسر دعبل خزاعى « 3 » روايت كرده كه چون پدرم را آثار
--> ( 1 ) . دربارهء محلّ دفن سر مقدّس امام حسين ( ع ) در منابع شيعى از قول اهل بيت عصمت رواياتى نقل شده مبنى بر اينكه در نجف و بالا سر مرقد مطهّر على ( ع ) دفن شده است ؛ - بحار الانوار ، ج 45 ، ص 178 و ج 100 ، ص 257 . ( 2 ) . يعنى : چنانكه سزاوار بود . - و . ( 3 ) . ابن على بن رزين ، كنيهاش ابو على . از خاندان طاهر ذو اليمينين . وى ايرانى بوده و مدح اهل بيت رسول اللّه ( ص ) گفتى ؛ - يادداشت مرحوم دهخدا .